الشيخ محمد جواد الخراساني

پيشگفتار 3

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)

مردم را نگيريد بشعرهاى غير صحيح كه بر مذاق و مشرب متصوّفه است ( كلّكم زاع و كلّكم مسئول عن رعيته ) بالاخرة خود را آمادهء جواب كنيد كه از شما سئوال خواهد شد . و امّا عرفان : من هرگز مخالف با عرفان نيستم ليكن اينرا كه شما عرفان ناميده‌ايد عرفان نميدانم توضيح : عرفان مانند احكام است هر فرقه‌اى را چه از فرق اسلامى و چه غير اسلامى عرفا نيست و احكاميست يهوديان و مسيحيان و زردتشتيان و غير هم حتّى بهائيان و مالكى و حنفى و شافعى و حنبلى و غير هم حتّى وهّابيها همه را عرفا نيست و احكامى و هريك را در عرفان و احكامشان طريق و مسلكى است و چون ما مسلمانيم هر عرفان را عرفان نميدانيم و هر حكم را حكم نميشماريم مگر اينكه از اسلام و از طريق اسلام باشد و نيز چون ما شيعه هستيم هر عرفانرا عرفان شيعه و هر حكميرا حكم شيعه نميدانيم اگرچه آن را عرفان اسلام و احكام اسلام بنامند مگر اينكه بر مذاق اهل البيت و از طريق اهل البيت ؟ ؟ ؟ باشد آنچه را كه شعراى امروز عرفان مينامند عرفان صوفيّه و فلاسفه است نه عرفان اهل البيت پس در نظر ما ارزشى ندارد بلكه پيروى كردن از آن حرام است و همچنانكه احكام فقهيّه و مذاهب اربعهء اهل سنّت يا غير آن در نظر شيعه ارزش ندارد و متّبع نيست همچنين معارف آنان يا غير آنان نيز محكوم به همان حكم است . امّا بزرگان آن نيز مانند عرفانست آنها را كه شما بزرگان ميگماريد اگر مقصود آنست كه بزرگان ادب هستند ما بأدبيّات و بزرگى ايشان در ادب اعتراف داريم چنان كه به بزرگى بسيارى از علماى اهل سنّت در ادب اعتراف داريم ولى اين بزرگى بزرگى فضل و كمال و مقام نيست اين اعتراف مانند اعتراف ببزرگى فلان مخترع برق يا فلان دكتر طبّ است در فنّ خود ما هرگز منكر اين گونه بزرگى براى اشخاص در فنهاى خود نيستم . و اگر مقصود آنست كه ايشان بزرگان دين و بزرگان نزد خدا و رسولند خير خير ما فلاسفه و متصوّفه را بزرگان دين نميدانيم و معارف ايشانرا معارف دين و عقائد ايشانرا عقائد دين نمىشمريم پس طعن بر ايشان طعن بزرگان نيست بزرگان دين در نظر ما امثال شيخ مفيد و